ایران همیشه ارام باش
و اینک سرمست ازهر چه پر پرواز
باز درفکرم................فکر اوج اغاز
خواهدشدنمایان ایا دوباره فکر پرواز
بال پرواز.پر پرواز.اوج اغاز.فکرپرگشودن و پرواز
و اینک سرمست ازهر چه پر پرواز
باز درفکرم................فکر اوج اغاز
خواهدشدنمایان ایا دوباره فکر پرواز
بال پرواز.پر پرواز.اوج اغاز.فکرپرگشودن و پرواز
قلبش .هیجان دارد
تند تند میزنه
گاهي ارام وگاهي پر تلاطم
قطرات درشت عرق گاهی امان نميدهند و
گاهی هم بی خیال در رویا
كلام همچون بغض زنداني سينه پر درد
وافكار غوطه در هم پيچ در پيچ
اشك مجالي ندارد از شدت گنگي
اه از نهاد بر مي خيزد
اما فغان كه اينها دگر علايم عاشق بودن وشیدا و واله گشتن نيست
اين رنج ودردقلبهاست كه مظطربانه هراس دارند
یکی از کودکی یکی در اوان جوانی ودیگری در میانسالی
همه ادمها انگارعاشق شدند و عاشق نیستند
اما همگی علایم عاشق بودن را دارند
همه بیمارند بیمار قلبی که نه با زمزمه یار و فراقش
بلکه به قول سهراب دچارشدند
دچار یعنی عاشق
دچار این زمانه نامرد و متغیر که حتی
کودکان خردسال را می فریبد فرزندان یک روزه تا افراد میانسال و غیره.........
بدرستی که چقدر زمانه مغرور شده
مغرور و سرمست از این بردهای پی در پی
وباختهای هر روز ما
عاشقی هم فرق کرده از ان زمان تا این زمان
حتما دیدی یا شنیدی نه.........
عشق از عاشق بیزار نمود
خاطر ازیاد برفت
برگ خسته برباد رفت
شاعراز فرط غم و غصه دگر شعر نگفت....
یادت که رفت همه رابا خود برد
همه را...........
وتن خسته من همه را دید وهیچ نگفت
چون هیچ هم خفته بودکه در باد برفت
و چه ارام رفت