روز تولد من
راهمه به یاد داشته باشن
نمی دونم ادم هر سال که بزرگتر میشه متفاوتر و دل نازک تر
میشه لابد خودم که این طور حس می کنم
تولد همه اونهایی که تو این ماه به دنیا اومدن
مبارک
راهمه به یاد داشته باشن
نمی دونم ادم هر سال که بزرگتر میشه متفاوتر و دل نازک تر
میشه لابد خودم که این طور حس می کنم
تولد همه اونهایی که تو این ماه به دنیا اومدن
مبارک
باز هم سرد بودن...لرزیدن و
باز بخاری گرم خانه وجودم را داغ می سوزاند
ومن لذت میبرم از این همه نعمت
برف برف باز هم برف
وگونه های قرمز از بابت شرمساری
بوسه های باد
اه از دست این دلبر بی مهابا
که مزین نمیسازد این کلبه خرابات مارا
دوست داشتم به یمن روز تولدم همچون هر سال می باریدی
و من....همچون کودکان باز می رهیدم از این همه ذوق
وزیر ستاره های مبهوتت باز غرق می شدم
نمیدانم شاید اینباربیایی......شاید
دلم می خواهدیه کم پرواز کنم دور از کلان شهرهایی همچون تهران
برم یه جای دور دور توی سکوت وبدوراز هر ازار دهنده ای ساعتها روحمو پرواز بدم
دلم میخواهد نفس بکشم ...فریادبزنم و تو سکوت محو اسمون ستاره بچینم
دلم میخواهد همیشه لبخندبزنم وسرشار از شادی بال بزنم
اخ که دلم هوا میخواد برف میخواد بارون میخواد اما
چشم که بازمکنم می بینم هنوز اینجام توی دود ودم شلوغی ...بی هوایی
دارم میمرم
یه چیزی داره یادت را تو ذهن خسته ام پر رنگ می کنه
تو حتی اونقدر منو میفهمی که خودت میای سراغم نه
این اوهام نیست ایمان دارم
نمی تونم بگم نیستی یادت..حرفات ..مهربونیات
هیچ وقت از یادم نمیره
تو تنها کسی بودی که خستگی هامو درک می کردی تنهایی هامو
میفهمیدی وهمیشه برام یه تکیه گاه بودی
کجایی کوه من عشق من وجودوهستی من
کجایی که بی باکانه سرمو تو دامنت ...رو شونه هات بزارمو
های های گریه کنم شاید کمی اسمان ابری دلم باز بشه
روزهایی را به یاد می ارم که با وجودتو خیلی خوشبخت بودم
و نمی دونستم........افسوس که لحظات دوباره تکرار نمیشن
افسوس