فصل سرد انديشه من
قلبم از ريشه تپيد
سرم از افشاي سر درون باز دوران اغازيد
ودگر باره من و طفل درون در ستيزي بي پايان
هنوز چشم در چشم هم
روبروي زمانيم
ميشود ايا..................درباور من نه ؟
من طفل زمانم
من ناباور هيچم من هيچ ندانم
پس ميشود اياگناه من نگيري يا با فصل زمان همپا نشوي
ميشود من در ذهن تو باشم ونباشم
همانگونه كه تو...........
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 17:20 توسط مریم عنادی
|
مکانی تا به دور از دغدغه های روزانه